|
راست می گفتی که بزرگ شده ایم ـ نه به اندازه ی گلهای باغچه که به وسعت علف های هرز ـ بیا و دنیا را ببین! کاش همان کودکی بودیم که حرفهایش را از نگاهش می توان خواند، اما اکنون اگر فریاد هم بزنیم کسی نمی فهمد و... و دل خوش کرده ایم که سکوت کرده ایم . آری، سکوت پر بهتر از فریاد توخالی ست!
دنیا را ببین....
بچه بودیم ،از آسمان باران می آمد، بزرگ شده ایم از چشمهایمان می آید!
بچه بودیم ،دل دردها را با هزار ناله می گفتیم!
همه می فهمیدند بزرگ شده ایم.... وقتی درد دل را به صد زبان به کسی می گفتیم... و هیچ کس نمی فهمید ! . . . .
ماه توست خدای من
ومن مهمان کوچک تو
در دلم میهمانی کوچک امید است
و صدایم سرشار از ربنا
ربنای من..
ربنای من پر واژه ... پر طنین میخواند ...
تا به عرش ....
تا به اسمان....
تا به خود تو.... . . . التماس دعا
میروم خسته و افسرده و زار سوی منزلگه ویرانه خویش بخدا میبرم از شهر شما دل شوریده و دیوانه خویش میبرم تا که در ان نقطه دور شستشویش دهم از رنگ گناه شستشویش دهم از لکه عشق زینهمه خواهش بیجاوتباه میبرم تازتو دورش سازم زتو،ای جلوه امید محال میبرم زنده بگورش سازم تا ازین پس نکند یاد وصال "فروغ"
این روزها پر از سکوتم
زیباترین شعر دنیا چه بود؟ "بابا آب داد " ! " بابا نان داد " ... فرقی نمی کند انگار! بابا هرچه که داد، بابا بود... بابا هست! بابا بابا بابا ... کاش می دانستم راه رفتن کنار پدر در یک شب تابستانی در کودکی، شگفت انگیزترین چیز در در بزرگسالی است!... او دیگر بزرگ شده است!!! و من کوچک مانده ام! ـ گویا ـ دستهایت مال من! ... دستهایم را به دستهای امن تو می سپارم کاش آنها را روی چشمانم می گذاشتی تا فرداها را نبینم! ... . . . کاش خدا دوباره دستهایش را بشوید، در آینه بنگرد! شاید که تصمیم دیگری بگیرد ... اینکه انسان کوچک بماند بهتر است یا به دنیا نیاید؟...!!! . . . طاعات و عباداتتان قبول تو این شبا مارو فراموش نکنین. التماس دعا
یک برگ دیگر از تقویم عمرم را پاره می کنم امروز هم گذشت با مرور خاطرات ديروز با غم نبودنت ... و سکوتی سنگين و من شتابان در پی زمان بی هدف فقط ميروم . فقط ميدوم ياسها هم مثل من خسته اند از خزان و سرما گرمی مهر تو را ميخواهند . غنچه های باغ هم دیگر بهانه ميگيرند میان کوچه های تاریک غربت و تنهایی صدای قدمهایت را می شنوم اما…. تو نیستی فقط صدايی مبهم .
چه قدر دوست داشتم تمام دلتنگي هاي اين روز ها را با كسي تقسيم مي كردم ، و يا كسي بود براي گوش دادن و درد دل كردن بماند كه آنقدر فاصله زياد شده كه هرچه فرياد مي زنم گويا صدايم راهیچ کس نمی شنود!
آنگاه که فرشتگان در آسمان ها سر در گوش يکديگر نهاده و نغمه های پر شور عشق را سر می دهند ، هرگز نمی توانند کلمه ای آسمانی تر از مادر بيابند . مادر را نگاه می کنم... چادر او را پیر نکرده...موهای سیاهش را گم کرده است... باید به او بگویم که آغوشش چه اکسیری ست...باید سپیدی تک تک موهایش را جبران کنم...موهای سپید مادر به من آموختند، که شب تیره هم عاقبت روشن خواهد شد… هر تار سپید موی مادر می باید کتابی شود... . . . مادرم روزت مبارک
گفتم: چقدر احساس تنهایی میكنم گفتی: فانی قریب .:: (من كه نزدیكم (بقره/۱۸۶::. گفتم: تو همیشه نزدیكی؛ من دورم... كاش میشد بهت نزدیك شم گفتی: و اذكر ربك فی نفسك تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال .:: (هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد كن (اعراف/۲۰۵ ::. گفتم: این هم توفیق میخواهد! گفتی: ألا تحبون ان یغفرالله لكم .::(دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲ ::. گفتم: معلومه كه دوست دارم منو ببخشی گفتی: و استغفروا ربكم ثم توبوا الیه .::) پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه كنید (هود/۹۰ ::. گفتم: با این همه گناه... آخه چیكار میتونم بكنم؟ گفتی: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده .::) مگه نمیدونید خداست كه توبه رو از بندههاش قبول میكنه؟! (توبه/۱۰۴ ::. گفتم: دیگه روی توبه ندارم گفتی: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب .:: (ولی) خدا عزیزه و دانا، او آمرزندهی گناه هست و پذیرندهی توبه (غافر/۲-۳)::. گفتم: با این همه گناه، برای كدوم گناهم توبه كنم؟ گفتی: ان الله یغفر الذنوب جمیعا .::) خدا همهی گناهها رو میبخشه (زمر/۵۳::. گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو میبخشی؟ گفتی: و من یغفر الذنوب الا الله .::) به جز خدا كیه كه گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵ ::. گفتم: نمیدونم چرا همیشه در مقابل این كلامت كم میارم! آتیشم میزنه؛ ذوبم میكنه؛ عاشق میشم! ... توبه میكنم گفتی: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین .::) خدا هم توبهكنندهها و هم اونایی كه پاك هستند رو دوست داره (بقره/۲۲۲ ::. ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرك گفتی: الیس الله بكاف عبده .::) خدا برای بندهاش كافی نیست؟ (زمر/۳۶ ::. گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیكار میتونم بكنم؟ گفتی: یا ایها الذین آمنوا اذكروا الله ذكرا كثیرا و سبحوه بكرة و اصیلا هو الذی یصلی علیكم و ملائكته لیخرجكم من الظلمت الی النور و كان بالمؤمنین رحیما .::ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد كنید و صبح و شب تسبیحش كنید. او كسی هست كه خودش و فرشتههاش بر شما درود و رحمت میفرستن تا شما رو از تاریكیها به سوی روشنایی بیرون بیارن . خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۳-۴۱)::. . . . * عاشقتم خدا،عاشقتم * . . . راستی وبلاگم امروز یکساله شد
بر حاشیه برگ شقایق بنویسید گل تاب فشار در و دیوار ندارد ........................................ بوی بقیع می آید و باز دلم مستانه به دنبال مزار تنها دلیل خلقت بقیع را جستجو میکند.... و چشمانم منتظر آمدن کسی است که میداند این گوهر خلقت در کجا مدفون است کاش دعا مستجاب میشد و آن یگانه خوب روی زمین ظهور میکرد راستی.......... قبرت کجاست ای بهترین مادر ای بانوی آب و آینه و ای نوازشگر یتیمان خواستی دشمنانت قبرت را پیدا نکنند اما نگفتی عاشقانت را چه خواهد شد؟؟؟ ..................................................... اللهم صل علی محمد و آل محمد(ص) و عجل فرجهم و العن اعدائهم اجمعین اللهم عجل لولیک الفرج. ظهور کن تا بازگردند تمام یوسفان به کنعان ای یوسف زهرا
هر روز شیطان لعنتی خط های ذهن مرا اشغال می كند هی با شماره های غلط ، زنگ می زند، آن وقت من اشتباه می كنم و او با اشتباه های دلم حال می كند. دیروز یك فرشته به من می گفت : تو گوشی دل خود را بد گذاشتی آن وقت ها كه خدا به تو می زد زنگ آخر چرا جواب ندادی چرا بر نداشتی ؟! یادش به خیر آن روزها مكالمه با خورشید دفترچه های ذهن كوچك من را سرشار خاطره می كرد امروز پاره است آن سیم ها كه دلم را تا آسمان مخابره می كرد . با من تماس بگیر ، خدایا حتی هزار بار وقتی كه نیستم لطفا پیام خودت را روی پیام گیر دلم بگذار
|
About![]()
دل مي گيرد و ميميرد و هيچ کس سراغي ز آن نمي گيرد. ادعاي خدا پرستيمان دنيا را سياه کرده ولي ياد نداريم چرا خلق شديم. غرورمان را بيش از ايمان باور داريم. حتي بيش از عشق
Home
|